وقتی سن آدم بالا می ره به یاد گذشته بیشتر می افته و شاید هم حسرت گذشته رو بخوره اینو تو فرنگ نوستالوژ یا نوستاژیک می گن به نظر می رسه احوال ابناء بشر باشه و من هم یکی از اون خاطرات گذشته ام داستان مادرجان عزیزم می افتم که فکر می کنم داستان بدی برای بچه ها نباشه و داستان از این قراره که یک پیرزنی به نام بی بی شهربانو تو یک روستایی زندگی می کنه و کارش شبیه مادرای نسل گذشته است و در طول روز به کارهای متنوع و زیادی مشغوله و یکی از اون کارها باغ سبزی و جالیز هستش ،یک روزی خاله شهربانو می ره به کارهای باغش بپردازه می بینه که یک شغالی داره کدوهاشو می خوره (اگه بچه روستا باشی متوجه می شی که چه حسی به صاحب باغ دست می ده)پیرزن بسیار عصبانی با داد و فریاد و پرت کردن بیل و کلنگ شغال از اون منطقه دور می کنه و شروع به کار می شه و دست آخر یک سبد سبزی به همراه چاقوی باغ ،بدست میآد به طرف خونه که متوجه می شه که اسباب و اثاثیه خونه اش بهم ریخته و همچنین سطل ماستش هم ریخته رو زمین،جلوتر میره می بینه که همون شغال بدجنس تو باغ هستش،بدون هیچ تعللی کارد باغ رو به طرفش پرتاب می کنه دمش قطع می کنه شغاله ناله ای بلند می کنه و دمش می خاد .بی بی شهربانو می گه هر وقت ماست من رو آوردی دمت رو پس می گیری و از اینجا داستان جالب می شه از این جهت که در همه روزگاران به کسی مفت چیزی نمی دن «مزد آن گرفت که کار کرد »شغال قصه ما می ره پیش گاو میگه شیر به من بده تا ماست بزنم و به پیرززن بدم تادمم بده گاوه می گه برای چی دمت پیش پیرزنه است بعد کل ماجرا را توضیح می ده و پس از نقل ماجرا گاوه می گه من برای اینکه شیر بدم علف می خوام ،شغاله مجبور می شه بره پیش علف و ازش خواهش کن و ماجرا را براش می گه و درجواب علفه می گه به من آب بده و دست آخر شغال به علف آب می ده و علف رو برای گاوه می بره و گاوه شیر می ده و شیر و ماست می زنه به پیرزنه می ده و پیرزنه دمش به شغاله می ده تازه شد نقطه سرخط چون که اگر کار اشتباه نمی کرد اینقد به زحمت نمی افتاد و.......سرانجام بابا شهربانو دم شغال رو برای شغاله می دوزه و شغاله از قضا عروسی بستگانش است و می ره عروسی و تا می تونه می خوره و بعد از مدتی می بینه که شکمش بد جوری می پیچه و نمی تونه دفع کنه و می آد ماجرا رو به بابا شهربانو می گه ،بابا شهربانو همینکه دمش دست می زنه شغاله هر چه خورده بود به سرش حواله می کنه و بعد بابا شهربانو تقاضای آب می کنه که تا سر و صورتش را بشویه و......