عزاداری در سنگتجن

 

این روزها روز عزاداری در روستای سنگ تجن است که به عادت و روال معمول در دیگر نقاط ایران و جهان مردم این منطقه منطبق با فرهنگ عام منطقه و همچنین خرده فرهنگهای خاص خود به عزاداری می پردازند چیزی که  به نظر من خیلی جالب و حس  گذشته را  برای من تداعی می کند و حدود بیست سال به عقب پرتاپ می کند دو مراسم سینه زنی و تعزیه گردانی در این منطقه است.

سینه زنی

 این سوگواری بزرگ را می توان حداقل در دو سطح دسته بندی کرد :

1-سه ضرب

2- چک سری(زدن بر سر پا)

البته به نظر می رسد ترتیب و توالی آن اینگونه است که بعد از شور گرفتن به مر حله چک سری می رسند .در این حرکت دستهای همدیگر را می گیرند و دایره وار یا به صف با هم و به صورت همنوا  برای پرش از یک مرحله به مرحله دیگر با یا علی  گفتن توالی را در سینه زنی ادامه می دادند 

 از جمله اولین های مرثیه خوان یا نوحه خوان های این محله  مرحوم مشهدی آقا علی مهرانی مشایخ که ایشان هم از خاندان مشایخ سنگتجن  بوده است که خدا روحش را شاد کند وبعد ایشان هم بزرگانی مشغول نوحه خوانی البته به سبک امروزی هستند که خداوند یارشان باد البته قبلا دسته عزای فقط در همان مسجد عزاداری می کردند و کمتر به بیرون از مسجدانتقال می یافتند و امروز به مزار وبیشتر تا امامزاده محمد دسته های عزاداری حرکت می کنند

تعزیه خوانی

از جمله مراسم دیگر در این روزها تعزیه خوانی بود ونمی دانم الان هم به لحاظ کمی و کیفی مثل گذشته است یا نه ولی آن روزها حداقل برای من بسیار جذاب و تاثیر گذار بود و ما فرزندان این منطقه قبل از این که از لابلای متون با این نهضت آشنا  بشویم با دیدن این صحنه های نمایشی به عمق فاجعه و همچنین قساوت و بی عدالتی غاصبان و فاجران آشنا می شدیم.

 

 

آثار تاریخی سنگ تجن

در مورد آثار تاریخی سنگ تجن می شود حرف های زیادی زد اما در مجموع می توان این آثار را در دو طبقه تقسیم بندی کرد:

۱-قابل دسترسی همگان

۲- غیر قابل دسترسی همگان

آثار فابل دسترسی همگان را نیز می توان این گونه دسته بندی کرد

۱- حمام سنگ تجن:از تایخ بنا یا ساخت این حمام خیلی اطلاعات در دسترس نداریم و تقریبا اکثر قریب به اتفاق ساخت این حمام را به دیو یا(غول۱)نسبت می دهند وما هم در حال حاضر چون سندی نداریم حرفی نمی زنیم وآنچه که قابل گفتن  است این است موقعیت آن است که در پشت حمام جدید محله واقع است و فعلا غیر قابل استفاده است و این طور که به نظر می رسد در آینده نزدیک هم با توجه به عدم ترمیم و مرمت و استفاده دچار آنتروپی شده و از گردونه خارج می شود به قول بزرگان علم سیستم هرچیزی میل به  نابودی دارد و باید دست به ترمیم بزنیم  هنوز هم  که بعد از گذشت ۳۶ سال از عمر نگارنده ،به یاد زغالهای برافروخته ای که حماو را گرم می کرد ،از خاطرم نمی گذرد و به یاد پدر عزیز تر از جانم می افتم که برای درست کردن کباب می رفت مجمه ای(۲)  پراز زغال را از طبقه پایین حمام می گرفت و می آورد تا کباب در ست کند و یاد آن روزها بخیر باد

۲- قبرستان سنگ تجن:به لحاظ توپولوژی زمین قبرستان و همچنین عدم اطلاع مردم یا به قول گفتنی ها از تاریخ شفاهی این منطقه ،اطلاعاتی دال برقدمت این بنا به دست نمی آید.البته در مورد توپولوژی به نظر می رسد از دوستانی که در حوزه باستان شناسی مطالعه می کنند و به معقولیتی رسیده اند می شود استفاده کرد

۳- لارو:تنها آب معدنی این روستا در زمین مان(ملکی پدرم  آقای مشهدی یحیی مهدی زاده)بود که به علت عدم رعایت در بهره وری از آن توسط استفاده کنندگان از بین رفته است.  .البته منظور از آثار تاریخی  در این جا بیشتر ذهنیت تاریخی  بوده و طبیعی است که ما طبیعت را نمی توانیم به عنوان آثار تمدنی نام بدهیم چرا که انسان نقشی در تولید یا اختراع آن نداشته است.

اما آثار تاریخی غیر قابل دسترسی در جنگلهای اطراف سنگ تجن قبرهایی است که در منطقه معروف به گبری است و تقریبا یک زمان و وقتی لازم است جهت دیدن آن و هرکسی این علاقه و پشتکار را جهت بازبینی آن را ندارد خدا را چه دیدی شاید رفتم به آنجا و عکسی هم از این منطقه گرفتم حداقل خوراک خوبی هم برای باستان شناسان شهرنشین تاریخ خون هم تهیه شد که نگویند برای ما کار کمتر پیش می آید.

.....................................................................................................................................

۱-در مازندران یا حداقل در زادگاه من به دیو غول می گویند و همچنین به آدمهای بزرگ هم غول می گوین مثلا اکبر غول یا اکبر دب

۲- مجمه به نظر می رسد به فارسی هم مجمه گویند و اگر هم نگویند به دیس بزرگی که معمولا خانمهای قدیم وسایلی که برای خانه عروس می بردند وبه سر می گذاشتند را مجمه می گفتند

مراکز آموزشی سنگ تجن

درمورد تاریخ آموزش در سنگ تجن جدا از آموزش رسمی و کلاسیک می توان اینگونه بیان کرد.

این روستا دارای حوزه علمیه فعال و به نظر می رسد بسیار کا رآمد داشته است البته بایستی از علمایی که در این حوزه تحصیل کرده اندباید اطلاعات درست به دست آورد .

نگارنده از این افراد اطلاعات کاملی ندارد و در صورت پیدا کردن اطاعات و صویری از این حوزه علمیه حتما به نظر شما خواهیم رساند.(پیشا پیش قول اخبار شیرین تری از این مرکز علمی را به شما می دهیم)البته اگر مکتبخانه یا حوزه علمیه دیگری هم بود به اطلاعتان خواهیم رساند.

اما مرکز علمی به سبک جدید ساخت مدرسه این روستا بود که زمان دقیق آن به دهه چهل شمسی برمی گردد و از این مدرسه بزرگانی پرورش یافته اند

موقعیت جغرافیای سنگتجن

این روستا ازسمت شمال تقریبا می شود گفت به گردکل نزدیک است و از سمت جنوب به جنگلهای البرز و از شرق به روستای مو سی آباد و غرب به روستای خیر سر متصل است و از دو راه مواصلاتی خوب برخوردار است یکی از جاده نیرنگ می توانیم به این روستا برسیم و راه دیگر از طریق گردگل (در آاینده راه اصلی این روستا می تواند باشد چون هم به لحاظ زیر ساخت اعم از عریض بودن وهموار بودن و هم از لحاظ کوتاه بودن مسیر و نکته سوم می توان بیان کرد از رغبت فراوان مردم این منطقه به دلایل فراوانی که می توان متصورشد )

تاریخچه سنگ تجن

از تاریخ و گذشته سنگتجن به صورت مکتوب مطلبی که در خور تامل باشد تا به حال همان سفر نامه ناصرالدین شاه و همچنین نوشته دکتر منوچهر ستوده در کتاب از آستارا در استر آباد است البته یکی از محققین تاریخ نیز اسنادی از اطلاعات جمعیت شناسی در مازندران را که به فرمان ناصرالدین شاه قاجار جهت تعیین جمعیت توسط عبدالغفار خان نجم الدوله صورت گرفته است را قرار است برای من بیاورد در صورت تحقق آن می توان اطلاعات مضبوط خوبی بدست آورد آنچه که اینجا بایستی پس از یک مقدمه ذکر کنم آن است که در این آبادی خصوصا در شرق و غرب آن به اماکنی همچون شهر زیارت و شهر کلا بر می خوریم که مورد تایید همه افراد بومی آن منطقه می باشد .

در وجه تسمیه شهر زیارت اولین چیزی که به ذهن متبادر می شود این مکان یک مکان مذهبی می باشدنگارنده این سطور  با گفتگویی که با پدر و مادر داشته است آنها از نشانه هایی همچون سنگی که اثر رد پای آدم باشد را ذکر کرده اند البته همینک این اثر در آن مکان نیست و همچنین از کوزه های و سفالهای فراوان این منطقه ذکر کرده اند .

اما در باب شهر کلا نیز همانقد ر را می توان گفت که از شهر تعاریفی زیادی شده است  ویکی ازآن تعاریف در شمال شمشاد است و همچنین درلغت نامه دهخدا یکی از تعریفهای کلا محله است و با تلفیق این دو می توان گفت که محله ای که در آن شمشاد زیاد است در این منمطقه نیز نگارند به چشم خود سفالهای شکسته و زیادی دیده است.