گبر و تیکا(توکا)

یکی از تفریحات در گذشته مون صید گبر و تیکا بوده است در باره این دو پرنده صحبت چندانی نمی کنم چون تصاویر بدون شرح گویاست .

 

عیدآمد

این روزهاکم کم داریم به انتهای سال می رسیم و چند روزی دیگر به عید نمانده خاطرات زیادی ما و شما هم محلیهای عزیز داریم . از خاطرات شیرین من امتحانات ثلث دوم و همچنین رفتن به شهر جهت خرید لباس نو و ازهمه مهم تر شکوفه زدن رویایی درخت گوجه سبز(حعلی دار وشکو)است و ما این روزها فارغ ازهمه قیل و قالهای که در اطرافمان می گذشت فقط و فقط در لحظه با هستی و طبیعت مواجه بودیم در واقع به قول علما در احتضار به سر می بردیم و نشئه عالم طبیعت بودیم و خود را مهیا تخم مرغ پخته های مادر و همسایه های خود می کردیم یاد آن روزها به خیر که مادر بزرگم به ما نوه ها یش تخم غاز می داد و کلی سرکیف و شادمان می شدیم .

یاد آن روزهای کودکی به خیر ،نه می دانستیم نخوت چیه و نه می فهمیدیم که برای این و اون کلاس بگذاریم همه و همه شبیه هم بودیم پسر ملاک و پسر کارگر  وهمه به خونه همدیگه برای عید دیدنی می رفتیم و هرکه به وسع خودش عیدی می داد نه ما درفکر شمردن عیدیه بودیم و نه در فکر زیر سوال بردن عیدی دهنده (این چه فرهنگی بود که داره کمرنگ می شه).

بر سر یک سفره بی تکلف غذا می خوردیم و علاوه براین پدر و مادر ها هم مظطر نبودند که کدوم غذا ویتامین داره و کدوم غذا پروتئین داره به فرزندانشون بدهند چرا که روح کار خیلی بالاتر از کارهای دیگه بود.و..............................................بگذار تاوقت دگر.

اما آخر سال است ازهمه کار که بگذریم ،نمی تونیم و نباید از یک کار بگذریم اون هم  اموات مان هستش.در این سالی که به انتهایش رسیده بعضی دوستان وبستگانمان  از ما جدا شدند و ما را تنها گذاشتند و به روح و روان شان درود می فرستیم و آرزوی محشور شدنشان با اولیا و صالحین را از خداوند طلب می کنیم و همچنین مریضانی در طول این سال داشتیم و داریم آرزوی شفای آنها را از خداوند طلب می کنیم و بعد آن برای همه کوچولوهای که در این سال به دنیا اومده اند آرزوی سلامتی و برای دیگر عزیزان این مرز و بوم آرزوی عاقبت به خیری داریم.